سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

241

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

اين چنين تكان سخت در زمان حسن ( ع ) مؤثر نبود زيرا رقيب او معاويه ، مردى ظاهر الصلاح بوده و با وجود بر اين اندك توجهى به مذهب داشت و حد اقل به صورت ظاهرى كوشش مىكرد تا موضع‌گيرى عروبت جاهلى خود را كتمان كند . يزيد حتى به اين موضوع هم توجّه نمىكرد . او در معرض عموم تجاهر به فسق مىنمود و با رفتار خود آشكارا معيارهاى قرآنى و سنّت محمدى را به سخره مىگرفت . اكنون ، يزيد واكنش عروبت كهنه را در مقابله مستقيم عليه كنش اسلامى محمد ( ص ) قرار مىداد . اين مطلب را مىتوان از نمونه‌هايى نظير وقتى كه يزيد ، در زمان حكومت پدرش در موسم حج به مكّه آمد و به طور بسيار بدى از خوردن شراب مسموم شد متوجّه گرديد . اتفاقا ابن عباس و حسين ( ع ) از او گذشتند ، در نتيجه آن يزيد به نوكرش صدا زد و دستور داد تا شراب را به حسين ( ع ) تعارف كند و اصرار داشت كه آن را بنوشد . وقتى كه حسين ( ع ) با عصبانيّت امتناع كرد و برخاست برود ، يزيد ، با حالت مستى ، اين چنين آواز خواند : « اى دوست من ، چقدر عجيب است كه من تو را دعوت مىكنم و تو نمىپذيرى ، به زنان آوازخوان ، خوشىها و لذّتها ، شراب و موسيقى و به لبه سبوى شراب كه بر لب سرور اعراب مىنشيند و در ميان آنها دختران آوازخوان ، كسى است كه قلب تو را تسخير كرده است و او با چنين كارى پشيمان نشد و توبه نكرد . » حسين برخاست و گفت : ولى قلب تو ، اى پسر معاويه . » ( 69 ) اكنون اين يزيد خليفه اسلام شده بود و از حسين ( ع ) مىخواست كه قدرت او را بپذيرد . اگر حسين ( ع ) ، يزيد را با چنين موضع‌گيرى ارتجاعى آشكارش عليه معيارهاى اسلامى مىپذيرفت . تنها تدبير سياسى نكرده بود ، آن چنان كه در مورد حسن ( ع ) و معاويه چنين بود ، بلكه تائيدى بر شيوهء زندگى و شخصيت يزيد به حساب مىآمد . اين موضوع براى نواده پيامبر قابل تصور هم نبود ، حسينى كه اكنون سرور خاندان محمد ( ص ) ، و تجسّم عينى سنّت او بود . به منظور اقدام در مقابل اين واكنش عليه كنش اسلامى ، حسين ( ع )